تبليغاتX
مناظره مسلمانان

مناظره مسلمانان

 

بنام خداوند رحمن و رحیم

 

در این نوشتار، غیر شرعی بودن خلافت ابوبکر پس از پیامبر اکرم (ص) با توجه به یکی از روایات در مورد حضرت فاطمه زهرا (س)  موجود در صحیحترین کتاب حدیث اهل سنت یعنی صحیح بخاری توضیح داده میشود. در ابتدا لازم می دانم تعریف دقیقی از غیر شرعی بودن خلافت بیان نمایم تا ابهامی برای خواننده گرامی ایجاد نشود. با توجه به حدیث دوازده خلیفه بعد از پیامبر اکرم (ص) که در چند پست پیش بیان شد به این مطلب بر میخوریم که دوازده خلیفه شرعی پس از حیات رسول اکرم (ص) برای اسلام وجود خواهند داشت و این دوازده خلیفه، خلفای شرعی هستند (مطالعه پست مربوط را به شما خواننده عزیز توصیه میکنم).

 آنچه اسناد تاریخی نشان میدهد این است که ابوبکر بوسیله یک شورا دقیقا ساعتی پس از ارتحال/شهادت رسول گرامی خدا محمد (ص) به خلافت برگزیده میشود و امور مملکت نیز به او داده میشود اما آیا این خلافت "خلافت شرعی" و او "خلیفه شرعی مسلمین" می باشد؟ بررسی ها در اسناد خود اهل تسنن پاسخی منفی به این سوال خواهد داد. با ما باشید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/05/01ساعت 21:2  توسط حسین (شیعه)  | 

در قرآن كريم،دو عبارت (صدق الله) و (الله العلي العظيم) وجود دارد كه قاريان قرآن به تاسي از اين دو عبارت قرآني، در پايان قرائت خودشان مي گويند:صدق الله العلي العظيم.

اما اگر دقت كرده باشيد،در كشورهاي سني مذهب فقط عبارت صدق الله العظيم بيان مي شود و البته علت آن را در اين مي دانند كه تشيع با به كار بردن اين جمله مي خواهد علي(ع) را در رديف خدا قرار دهد!!!

هر قدر توضيح مي دهيم كه اين عبارات از آيات قرآني اخذ شده و كلمهء (علي) در اينجا صفت است( نه يك اسم خاص به معناي فرزند ابوطالب) كه با ال به لفظ جلالهء الله و صفت عظيم متصل شده و تتابع اضافات به وجود آورده است و هيچ ربطي به پسر ابوطالب ندارد،گوششان بدهكار نيست...آخه تعصب و جهل تا اين حد؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/04/20ساعت 10:58  توسط کیوان  | 

اهل سنت یا واقعا از سر نا آگاهی یا از سر لجبازی با عقاید شیعه به مخالفت میپردازند و از آن هم بدتر  عقاید شیعه را به تمسخر میگیرند.

اگر واقعا از نا آگاهی ایشان است خداوند هم ما و هم ایشان را هدایت کند.

یکی از این عقاید مسئله ازدواج موقت است.

قبلا گفته شد که این مسئله در زمان پیامبر اکرم بود و آیه ای در این باره نازل شد که شیعه و سنی معتقد است در مورد همین ازدواج موقت است:

وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما

وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ

مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ فِيما تَراضَيْتُمْ بِهِ مِنْ بَعْدِ

الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ عَلِيماً حَكِيما(نساء-24)

و عمر بنا به دلایلی آن را از دین حذف کرد!

البته اهل سنت معتقد است که در زمان پیامبر حذف شد!

به هر حال در زمان کنونی اهل سنت وصله های عجیبی به شیعیان میچسبانند! از جمله اینکه شیعه فساد را با ازدواج موقت ترویج میکند! ازدواج موقت با زنا فرقی ندارد و کلی مطلب دیگر که سنی ها با استفاده از این وسیله شیعیان را متهم به فساد میکنند.

آیا اهل سنت میدانند که ازدواج موقت باعث فساد است و خدا نمیدانست و بعدا فهمید؟!!!(نعوذ بالله)آیا خداوند چند روزی فساد را در جامعه ترویج کرد و سپس آن را منع کرد؟!!!(نعوذ بالله)آیا اهل سنت در تشخیص فساد از خدا برترند؟!!!(نعوذ بالله)

وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِين‏

 فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَذَبَ عَلَى اللَّهِ وَ كَذَّبَ بِالصِّدْقِ إِذْ جاءَهُ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْكافِرِين

این ها سوالاتی است که اگر هر روشنفکری به آن فکر کند به راحتی میفهمد که با این تهمت ها و وصله ها نمیتوانند ذره ای احکام الهی را خدشه دار کنند.

خداوند همه ی ما را هدایت کند و شر وهابیت که لکه ی ننگینی برای جهان اسلام است را بر طرف کند ان شاء الله.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/14ساعت 17:57  توسط حسین (مدیر وبلاگ)  | 

صحیح بخاری، كتاب الرقاق،باب: في الحوض،حدیث 6215

حدثني إبراهيم بن المنذر الحزامي: حدثنا محمد بن فليح:

 حدثنا أبي قال: حدثني هلال، عن عطاء بن يسار،

عن أبي هريرة،عن النبي صلى الله عليه وسلم قال:

(بينا أنا نائم إذا زمرة، حتى إذا عرفتهم خرج رجل من

بيني وبينهم، فقال: هلم، فقلت: أين؟ قال:

إلى النار والله، قلت: وما شأنهم؟ قال: إنهم ارتدوا بعدك على

أدبارهم القهقرى. ثم إذا زمرة، حتى إذا عرفتهم خرج

رجل من بيني وينهم، فقال: هلم، قلت أين؟ قال: إلى النار

والله، قلت: ما شأنهم؟

قال: إنهم ارتدوا بعدك على أدبارهم القهقرى، فلا أراه

يخلص منهم إلا مثل همل النعم.

و گفته ی خدا در کتابش:

وَ ما مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ

ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِكُمْ وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَيْهِ

فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرين

 

حدیثی که آورده شد به ما میگوید که بیشتر صحابه مرتد  شدند و خدا نیز به خوبی این پیش بینی را در قرآن آورده است و تذکر داده که به عقب بر نگردید.حال باید از خود پرسید که اصحاب از چه چیزی برگشتند؟ آیا کافر شدند؟نماز را ترک کردند؟مشرک شدند؟...

ولی جواب سوال ما این نیست بلکه در امامت حضرت علی (ع) است.زیرا بیشتر اصحاب منکر امامت و خلیفه بودن او شدند و این هم طبق مطلب قبلی من بخاطر جوان بودن حضرت علی و تکبر دیگران بود که مانند واقعه ی جیش عصامه چشم دیدن جوانی به عنوان رهبر نداشتند، بنابر این به عقب برگشتند.

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/14ساعت 17:56  توسط حسین (مدیر وبلاگ)  | 

 

اول از همه متذکر میشوم که این نقد هم برای آشکار شدن بعضی حقایق و هم به عنوان جوابی به وبلاگ

www.tohide islami.blogfa.com

آمده است.

اهل سنت معمولا در بیان اعتقادات شیعیان مشکل دارند.یعنی اعتقادات شیعیان را اشتباه میفهمند و بدتر از آن نقدی بر این اعتقاد که اشتباه متوجه شده اند می آورند و پس از آن شیعیان را متهم به رافضی، دروغگو و ... میکنند.

برای مثال در مورد تحریف قرآن شیعیان معتقدند که اصلا همچین حرفی در کار نیست و آنچه که مورد نظر علمایی است که معمولا اهل سنت آنها را نام میبرند این است که تحریف در تفسیر قرآن روی میدهد نه خود قرآن.برای همین است که در دو صده اخیر مذهبی به نام وهابیت به وجود آمده است که همه جهان حتی دیگر سنی ها را مشرک میدانند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/04/08ساعت 17:29  توسط حسین (مدیر وبلاگ)  | 

این متن در کتاب الامامه و السیاسیه که مولف آن از اهل سنت است آمده است و نقد آن بعدا نوشته خواهد شد:

على را نزد ابو بكر آوردند و على مى‏گفت: من بنده خدايم و برادر رسول خدا به على گفتند: با ابو بكر بيعت كن. على گفت: من از شما بدين كار سزاوارترم، با شما بيعت نمى‏كنم و شما بايد با من بيعت كنيد. شما خلافت را از انصار گرفتيد. با آنان به اين طريق احتجاج كرديد كه شما از نزديكان پيامبر (ص) هستيد. در حالى كه شما كار خلافت را از ما اهل بيت غصب كرديد. آيا شما به انصار نگفتيد كه به محمد (ص) نزديك‏تريد و انصار نيز كار خلافت را به شما تسليم كردند. من نيز با شما همان طور كه با انصار احتجاج كرديد، احتجاج مى‏كنم. ما به رسول خدا (ص) در مرگ و زندگى او از شما سزاوارتريم. اگر ايمان داريد رعايت انصاف را در حق ما به جا آوريد و در غير اين صورت شما در ستم افتاده‏ايد و خود به خوبى مى‏دانيد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/04/07ساعت 22:49  توسط حسین (مدیر وبلاگ)  | 

بنده در طي هفت سالي كه در شهر هاي استان كردستان ايران بودم،عملا مي ديدم كه برادران اهل سنت،ازشيخ عبدالقادر گيلاني معروف به غوث گيلاني كه چندين قرن پيش از دنيا رفته است،طلب ياري مي كردند.حتي اين قضيه جزو شعارهائي بود كه در پشت وسائط نقليهء عمومي مثل ميني بوس و كاميون و غيره به صورت (مدد يا غوث گيلاني)و يا (مدد يا شيخ عبدالقادر گيلاني)منعكس شده بود.مي گفتند كه هركس غوث را صدا بزند،غوث در همان محل حاضر مي شود و كمك مي كند!!!

آنوقت برادران اهل سنت بيايند و ما را متهم به مرده پرستي(!!!)كنند!؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/04/05ساعت 21:59  توسط کیوان  | 

 

بنام خداوند رحمن و رحیم

با سلام خدمت تمامی خوانندگان محترم وبلاگ مناظره. چندی پیش به طور اتفاقی با وبلاگی بنام " احسن الطریق " بر خوردم که نگارنده آن آقایی به نام احسان و از برادران اهل سنت هستند. آخرین پست ایشان را که عین مطلب را برایتان در اینجا کپی میکنم تا شما هم بتوانید مطالبعه بفرمائید را خواندم و در قسمت کامنت برایشان سوالاتی مطرح کردم. ایشان در ابتدای امر آمدند و در وبلاگ مناظره جوابی برای کامنت من گذاشتند و چون جوابشان اصلا قانع کننده نبود مرا واداشت تا کامنتی دیگر بگذارم دوست نویسنده دیگرمان جناب کیوان خان هم نظریاتی گذاشتند اما امروز که کامنتهای نویسنده احسن الطریق را می خواندم دیدم ایشان اصلا کلا از بحثی که باید بکنند خارج شده اند و به قولی به جاده خاکی زده اند. من هم لازم دانستم مبحث ایشان را باز کنم که اگر ایشان و یا دوستانشان در دفاع حرفی دارند بزنند اما خواهشا در مورد مسئله مورد بحث مناظره بفرمایند نه اینکه ...... (مطالب ایشان را با رنگ قهوه ای و مطالب خود را با رنگ آبی آورده ام که قابل تفکیک باشند)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/26ساعت 19:53  توسط حسین (شیعه)  | 

در ادامهء مسئلهء شفاعت آیهء دیگری را از قرآن مورد بررسی قرار می دهیم

لطفا به ادامهء مطلب توجه فرمائید:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/18ساعت 12:11  توسط کیوان  | 

در ادامهء مطلب قبلی آیاتی را از قرآن کریم آورده و مسئلهء شفاعت را مورد بررسی قرار می دهیم

لطفا به ادامهء مطلب توجه فرمائید:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/03/16ساعت 23:48  توسط کیوان  | 

در بين بحث هائي كه بين برادران اهل سنت با دوستان شيعه صورت مي گيرد،بعضا شاهد هستيم كه اهل سنت،مسئلهء شفاعت خواستن از غير خدا را،ولو اينكه آن شخص،پيامبر هم باشد،عين شرك مي پندارند.

عجالتا چند آيه از قرآن را در اينجا ذكر مي كنم كه در آن،مسئلهء شفاعت توسط پيامبران ذكر شده است و به هيچ وجه هم شرك و گناه به حساب نمي آيد.ان شاء الله در آيندهء نزديك به صورت مفصل تر به اين موضوع خواهم پرداخت:

1)     (آيهء 97 و 98 سوره يوسف ):فرزندان حضرت يعقوب(ع) كه از كرده هاي خود پشيمان مي گردند رو به پدر كرده مي گويند:‹قالوا يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين ›(پدر جان از خداوند دربارهء ما طلب آمرزش نما،ما گروه خطاكار بوديم)حضرت يعقوب نيز به درخواست آنان جواب مثبت مي دهد و مي گويد: ‹قال سوف استغفر لكم ربي انه هوالغفور الرحيم›(به همين زودي از پروردگارم براي شما طلب مغفرت مي كنم او بخشنده و رحيم است)

2)     (آيهء64 سوره نساء ):‹... و لو انهم اذ ظلموا انفسهم جاؤوك فاستغفروالله واستغفر لهم الرسول لوجدواالله توابا رحيما› (اگر آنان هرگاه به خويش ستم كرده بودند حضور تو (اي پيامبر) مي آمدند و از خداوند طلب آمرزش مي كردند و پيامبر نيز در بارهء آنها درخواست آمرزش مي نمود،خدا را توبه پذير و رحيم مي يافتند )

3)     (آيهء 5 سوره منافقون ):‹و اذا قيل لهم تعالوا يستغفر لكم رسول الله لووا رؤسهم و رايتهم يصدون و هم مستكبرون( و هرگاه به آنان گويند بيائيد تا رسول خدا براي شما از حق آمرزش بخواهد سر بپيچند و بنگري كه با تكبر و نخوت روي مي گردانند)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/03/13ساعت 20:0  توسط کیوان  | 

 

بنام خداوند رحمن و رحیم

 

خداوند متعال رو شاکرم که فرصت دوباره ای نصیب این بنده حقیر کرد تا بتونم قسمتی دیگر از عرایضم رو در روشن کردن حقانیت مذهب شیعه به عنوان اسلام ناب محمدی در این وبلاگ قرار بدهم. خیلی خوشحال میشم که از نظرات ارزشمند حق جویان عزیز درباره این مطلب همانند مطالب قبلی ام آگاه بشم. خواندن این مطلب رو به همه عزیزانی که به طور واقعی بدنبال حقیقت هستند و در بین این هفتاد و چند شاخه ایجاد شده دچار شک و تردید در پیدا کردن اسلام ناب محمدی شده اند توصیه میکنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/03/12ساعت 21:34  توسط حسین (شیعه)  | 

سلام بر دوستان.امروز مي خواهم در مورد مغلطه اي كه به نظرم مي رسد برادران اهل سنت و يا بهتر است بگويم علماي آنها مرتكب شده اند،چند كلمه اي عرض كنم:

مي فرمايند كه تعيين خلفا از طريق شوري و مشورت و در حقيقت با تاسي به آيهء شريفهء شوري:‹ و امرهم شوري بينهم...›انجام مي پذيرد:آيا مسئلهء ادارهء امور جامعهء مسلمين و هدايت انسانها و تفسير و تاويل آيات الهي هم جزو همين ‹امر›مي باشد؟

با فرض اينكه جواب اين سوال مثبت باشد،ما متوجه وجود يك مغلطه مي شويم:

اين سوال مطرح مي شود كه آيا از طريق مشورت و شوري مي توان خود همين آيهء شوري را تعطيل كرد و آن را نقض نمود؟يعني اگر عده اي از مسلمانان با هم مشورت كنند و به اين نتيجه برسند كه بايد بر خلاف اين آيه عمل كرد،آيا مي توان مشورت و تصميم آنها را درست دانست؟

مگر نه اينكه بر طبق ادعاي اهل سنت،بايد امور جامعهء مسلمين از طريق شوري حل و فصل شود؟ آيا انتخاب يك نفر به عنوان خليفه و سپردن تصميم گيري ها به وي،نمي تواند مصداق نقض مسئلهء شوري در حل مسائل جامعهء مسلمين باشد؟و آيا اين مصداق ديكتاتوري و خودرائي نمي باشد؟اصلا در كجاي قرآن گفته شده است كه مردم بايد براي خود خليفه انتخاب كنند و كجا اين مسئله جزو ‹امر›به حساب آمده است؟قرآن گفته است كه در امورتان مشورت كنيد؛نه اينكه فرد بخصوصي را انتخاب كنيد و تصميمات را به وي واگذار نمائيد؛ پس چرا به جاي حل و فصل مسائل جامعه بوسيلهء شوري،به انتخاب خليفه پرداخته اند؟و چه كسي تشخيص داده است كه انتخاب خليفه لازم است و بهترين راه حل مي باشد؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/08ساعت 7:17  توسط کیوان  | 

وقتي فرد مجرمي كارش به دادگاه مي كشد،با اين كه مي داند كه مجرم است و بايد مجازات قانوني را تحمل نمايد،اما با اين وجود،با انتخاب يك وكيل كاركشته و زبده،و عقد قرارداد با وي،سعي مي كند تا در مجازاتش تخفيف به وجود آورد و يا حتي خود را تبرئه كند.

وكيل نامبرده نيز عليرغم آگاهي به مجرم بودن فرد و حتي اعتقاد به اينكه مجرم بايد مجازات شود،چون با وي قرارداد كاري بسته و در نهايت،خواهان دريافت اجرت المثل خود است،به هر طريق ممكن تلاش مي كند تا با تاثير گذاشتن بر روند پرونده،حداكثر تخفيف و يا حتي عفو و تبرئه را براي موكلش به ارمغان آورد.

در اين ميان،تكيه بر ابهامات موجود در قانون و يا حتي ابهامات دادخواست و نيز نتايج بازجوئي گرفته،تا انگشت گذاشتن بر نقاط ضعف شخصيتي و اجتماعي و شغلي قاضي پرونده و تهييج احساسات قاضي و هيئت منصفه،از شگردهائي است كه وكلا براي نجات موكل انجام مي دهند...

حكايت علماي اهل سنت نيز در برخورد با مسئلهء خلافت خلفا و نيز غصب ولايت علي(ع)نيز بي شباهت به عملكرد وكلا نيست:

از تكيه بر نقاط ضعف علمي عوام گرفته تا تغيير معاني واژه ها و تحريف وقايع تاريخي و نيز عدم ترغيب مردم به كشف حقايق تاريخي و خيلي شگردهاي ديگر،از روشهائي است كه براي دفاع از عملكرد غلط برخي اصحاب رسول الله(ص) به كار مي برند:

يك روز معناي واژهء (يهجر) را كه به معناي (هذيان مي گويد)است،به(درد بر او غلبه كرده است)تغيير ميدهند(اشاره به حرف خليفهء دوم كه بر سر پيامبر،اين واژه را به كار برده بود)،يك روز در توجيه جنگ جمل،عملكرد مسببين اين واقعه را بجاي تحليل كردن و مشخص نمودن خطاكاران،به خدا واگذار مي كنند و صورت مسئله را پاك مي كنند،يك روز براي توجيه تخلفات اصحاب،خود پيامبر را به اشتباه كردن متهم مي كنند،يك روز سن و سال خليفهء اول را ملاك انتخاب وي براي خلافت قرار مي دهند،يك روز خطبهء شقشقيه را زير سوال مي برند...

خلاصه اينكه آنقدر دست به تحريف زده اند كه...نظر شما چيست؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/03/01ساعت 7:33  توسط کیوان  | 

برخي ميگويند كه چون خداوند متعال در قرآن،نسبت به اصحاب رسول الله (ص) ابراز رضايت نموده است،پس اگر يكي از اين اصحاب مرتكب خلافي شود،خداوند به لطف خود،وي را مورد بخشش قرار خواهد داد.

روايت است كه وقتي زني از قبيلهء بني مخزوم مرتكب سرقت شد و رسول الله(ص)قصد اجراي حد بر وي و قطع انگشتان وي را داشت،برخي از اصحاب،به قصد شفاعت مجرم،به پيامبر(ص)مراجعه كرده و درخواست عفو آن زن را نمودند.رسول الله(ص) از اين كار اصحاب خشمگين شده و فرمودند:چه جاي شفاعت است؟...اقوام پيشين بدين دليل منقرض شدند كه وقتي يكي از افراد عادي آن قوم،مرتكب تخلفي شد،وي را مجازات مي نمودند؛ولي وقتي يكي از بزرگان آن قوم،مرتكب خلافي شد،وي را تبرئه مي كردند...

حال با اين تفاصيل و تفاسير،من از شما مي پرسم كه چرا پيامبر نسبت به درخواست اصحابي كه خداوند از آنها راضي بود،اعتنائي نكرد؟

و نيز اين سوال مطرح است كه اگر بر طبق ادعاي برادران اهل سنت،اصحاب از عذاب الهي و يا مجازات هاي دنيوي معاف گردند،فكر نمي كنيد كه جامعهء اسلامي نيز به سرنوشت اقوام پيشين دچار گردد؟

در طي اين يك سال و اندي كه ما به بحث با اهل سنت پرداخته ايم،كسي به اين سوال ما جواب نداد كه چرا وقتي آن صحابي پيامبر اكرم مرتكب آن خلاف هاي شرم آور گرديد،خليفهء وقت،وي را مجازات نكرد؟

اصلا در كدام آيهء قرآن،چنين معافيت و كاپيتولاسيوني را سراغ داريد؟صرف اينكه خدا از اعمال گذشتهء كسي راضي باشد،آيا مي تواند ملاك بخشش گناهان آيندهء وي گردد؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/25ساعت 18:54  توسط کیوان  |